قطعه‌ها

شمارهٔ ۴۳ - کار و بار ایرج میرزا

مجموعه
قطعه‌ها
قالب
قطعه
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ندانم از چه به هر جا که لفظ کار آید

ردیف آن را فی الفور لفظ بار کنند

۱

برای آن که چو گاری به دستشان افتاد

بر آن سرند که تا بار خویش بار کنند

۲

پیاده‌های سپاهی به شهر ما هر یک

به یک کرشمه همی کار صد سوار کنند

۳

برای بردن اسب و درشکۀ مردم

بیا ببین که چه جفت و کلک سوار کنند

۴

به جای آن که نشینند و حرف شعر زنند

چه خوش بُوَد که نشینند و فکر کار کنند

۵

در آن محیط که باقیست نام خواجه و شیخ

چگونه اهل ادب بر من افتخار کنند

۶

سخن‌سرایی را «دولت ذکاءالملک»

همه به ایرج بیکاره واگذار کنند

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: کنندقافیه: ـار۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • مصرع نخست مطلع در الگو نمی‌گنجد

پایان مصرع‌ها

  1. آیدکنند
  2. افتادکنند
  3. یککنند
  4. مردمکنند
  5. زنندکنند
  6. شیخکنند
  7. ذکاءالملککنند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ ایرج میرزا

۲۲۶ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ قطعه‌ها (۸۹ شعر) قرار دارد.