یک وجب ساخته آخر نشود قبرِ حکیم
شاید از خود دو سه پارک دگر آباد کنند
۱روحِ فرودسی از این زنجَلَبان در تَعَب است
کاش این روحِ گرامی را آزاد کنند
۲زنده در قبر کنند اهل ادب را لیکن
قبر فردوسی طوسی را آباد کنند
۳مبلغی پول بگیرند به این اسم از خلق
بعد خرج پسر و دختر و داماد کنند
۴بس که مال همه خوردند به این عنوانات
ف که گفتند همه فکر فرحزاد کنند
۵باید از دولتِ متبوعه کنند استمداد
خلق بیچاره چه دارند که امداد کنند
۶یادشان رفته که این کُرّهخر از آن پدر است
کاش مرحوم علایی را هم یاد کنند
۷این قُرُمساق ز مشروطه چنین آدم شد
جای آن است که رحمت به ستبداد کنند
۸زنده بودم من و یک تن ز من امداد نکرد
جاکشان بعد که مُردم به من امداد کنند
۹دلِ اَحیا که از این زنجَلَبان شاد نشد
روح اموات مگر از خودشان شاد کنند
۱۰دل اهل هنر از دست شماها خون شد
بیجهت نیست اگر ناله و فریاد کنند
۱۱دال با ذال دگر فرق ندارد امروز
جای آن نیست گر ایراد به اُستاد کنند
۱۲حبس اولاد نمود آن همه بیهوشیها
که مبادا ستمی خلق بر اولاد کنند
۱۳همه در باطن شِمرند و به ظاهر در زهد
دعوی همسری سیّد سجاد کنند
۱۴آن که پیش دگران از غم خود یاد کند
قصدش آن است که قلبش دگران شاد کنند
۱۵