قصیده‌ها

شمارهٔ ۲۹ - در مدحِ امیرنظام ایرج میرزا

مجموعه
قصیده‌ها
قالب
قصیده
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

مُردم از حسرتِ آهورَوِشان و رَمِشان

می ندانم به چه تدبیر به دام آرمشان

۱

سه ستمگر پسر ایدون به معلِّم خانه

هست و صد بنده به هر راهگذر چون جَمِشان

۲

نه به تنها من و یک مملکتی شیفته اند

باشدی باخته جان شیفته دل عالمشان

۳

بچّۀ حوری و غِلمانند این هر سه به لطف

نیست انصاف که خوانند بنی آدمشان

۴

هر سه در عصمت و پاکی به مقامی باشند

که بجز سایه نباشد دگری محرمشان

۵

رُخِشان کعبه و دِلشان حَجَرُالاسودو هست

برزنخ چاهی و آن چاه بُوَد زَمزَمِشان

۶

گر دو صدسال بگردی به صفا و به وفا

نیست شِبهی و نظیری به همه عالَمِشان

۷

میهمان کردمشان تا که دل و جان و سری

که مرا بود نثار آرم بر مقدمشان

۸

بر سرم پای نهادند و دل و جان بردند

من به ناچار در آخر بگرفتم کَمِشان

۹

مصطفی زاده بُوَد چارمِ آن هر سه اگر

در جهان دیده کسی دیو و پری باهَمِشان

۱۰

من به هر یکشان دو سه غزل آموخته ام

تا بُوَد مدحِ ولی عهدِ مَلِک همدَمِشان

۱۱

چون بخوانند خداوندِ ادب میر نظام

سیم و زر بخشد ز اندازه فزون در دمشان

۱۲

هست با همّتِ شاهانۀ این راد امیر

گر به خروار زر و سیم ببخشد کمشان

۱۳

از پیِ سجدۀ درگاهِ ولی عهد چو چرخ

آن زر و سیم امیرست که سازد خَمِشان

۱۴

شه مُظَفَّر که پیِ چاکریش پادشهان

خط نوشتند و نهادند بر آن خاتَمِشان

۱۵

تا جَهانست به مانندۀ این عید و بهار

کس مبیناد بجز شاد دل و خُرَّمشان

۱۶

جسم و جانند به قول حکما شاه و وزیر

حق تعالی نکند هیچ جدا از هَمِشان

۱۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـمشان۱۷ از ۱۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. رمشانآرمشان
  2. خانهجمشان
  3. اندعالمشان
  4. لطفآدمشان
  5. باشندمحرمشان
  6. هستزمزمشان
  7. وفاعالمشان
  8. سریمقدمشان
  9. بردندکمشان
  10. اگرباهمشان
  11. امهمدمشان
  12. نظامدمشان
  13. امیرکمشان
  14. چرخخمشان

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ ایرج میرزا

۲۲۶ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ قصیده‌ها (۳۶ شعر) قرار دارد.