رسول دید که جمعی گسسته افسارند
به چاره خواست کِشان رِبقَه در رِقاب کند
۱بهشت و دوزخی آراست بهر بیم و اُمید
که دعوتِ همه بر مِنهَج صواب کند
۲من از جحیم نترسم از آن که بار خدای
نه مطبخی است که در آتشم کباب کند
۳ز مار و عقرب و آتش گزندهتر دارد
خدای خواهد اگر بنده را عذاب کند
۴جحیم قهر الهی است کاندر این عالم
ترا به خوی بد و فعل بد عقاب کند
۵به قدر وسعت فکر تو آن یگانه حکیم
سخن ز دوزخ و فردوس در کتاب کند
۶برای ذوق تو شهوت پرست عبدالبطن
حدیث میوه و حوریّه و شراب کند
۷از آن نماز که خود هیچ از آن نمیفهمی
خدا چه فایده و بهره اکتساب کند
۸تفاخُری نبود مر خدایِ عالَم را
که چون تو ابلهی او را خدا حساب کند
۹