قطعه‌ها

شمارهٔ ۶۵ - قلب مادر ایرج میرزا

مجموعه
قطعه‌ها
قالب
قطعه
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

داد معشوقه به عاشق پیغام

که کند مادر تو با من جنگ

۱

هر کجا بیندم از دور کند

چهره پُرچین و جبین پر آژَنگ

۲

با نگاه غضب‌آلود زند

بر دل نازک من تیر خَدَنگ

۳

از در خانه مرا طرد کند

همچو سنگ از دهن قَلماسنگ

۴

مادر سنگدلت تا زنده‌ست

شهد در کام من و توست شَرَنگ

۵

نشوم یک‌دل و یک‌رنگ تو را

تا نسازی دل او از خون رنگ

۶

گر تو خواهی به وصالم برسی

باید این ساعت، بی‌خوف و دِرَنگ

۷

رَوی و سینهٔ تنگش بدری

دل برون آری از آن سینۀ تنگ

۸

گرم و خونین به مَنَش باز آری

تا برد ز آینهٔ قلبم زنگ

۹

عاشق بی‌خرد ناهنجار

نه بل آن فاسق بی‌عصمت و نَنگ

۱۰

حرمت مادری از یاد ببرد

خیره از باده و دیوانه ز بَنگ

۱۱

رفت و مادر را افکند به خاک

سینه بدْرید و دل آورد به چَنگ

۱۲

قصدِ سرمنزل معشوق نمود

دل مادر به کفش چون نارَنگ

۱۳

از قضا خورد دم در به زمین

و اندکی سوده شد او را آرَنگ

۱۴

وان دل گرم که جان داشت هنوز

اوفتاد از کف آن بی‌فرهنگ

۱۵

از زمین باز چو برخاست نمود

پی برداشتن آن آهنگ

۱۶

دید کز آن دل آغشته به خون

آید آهسته برون این آهنگ:

۱۷

«آه دست پسرم یافت خراش

آخ پای پسرم خورد به سنگ»

۱۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـنگ۱۸ از ۱۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • مصرع نخست مطلع در الگو نمی‌گنجد

پایان مصرع‌ها

  1. پیغامجنگ
  2. کندآژنگ
  3. زندخدنگ
  4. کندقلماسنگ
  5. زنده‌ستشرنگ
  6. رارنگ
  7. برسیدرنگ
  8. بدریتنگ
  9. آریزنگ
  10. ناهنجارننگ
  11. ببردبنگ
  12. خاکچنگ
  13. نمودنارنگ
  14. زمینآرنگ

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ ایرج میرزا

۲۲۶ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ قطعه‌ها (۸۹ شعر) قرار دارد.