آمد مرا دو هدیه چو دو قرص مهر و ماه
با نامهای دو چون دو طبق گوهر ثمین
۱از هیأت شریفه نسوان ری که باد
بر هیأت آفرین و بر این هیأت آفرین
۲یک نامه بود حاوی اشعار دل پسند
یک نامه نیز حاوی افکار دل نشین
۳وان هر دو هدیه قوطی و گلدان نقرهای
چون سینه فرشته و چون نای حور عین
۴سیگارهای نخبه در آن قوطی قشنگ
گل های نازنین در گلدان نازنین
۵تأثیر کرده گفته من در دل بنات
زان پیش تر که رخنه کند در دل بنین
۶خوش گفت آنکه گفت که این جنس الطفند
حساس تر شوند لطیفان علی الیقین
۷جنس لطیف زود کند حس نیک و بد
جنس لطیف بیش کند درک مهر و کین
۸جنس لطیف جنس لطیف آرزو کند
در هم دود دو نور که گردد به هم قرین
۹هر چند مرد و زن ز هم آیند در وجود
لیکن هزار فرق بود بین آن و این
۱۰از سنگ نیز آینه زاید ولی کجاست
در سنگ آن صفای تن و پاکی جبین
۱۱زنبور و نحل هر دو ز یک گوهرند لیک
زنبور نیش آورد و نحل انگبین
۱۲این مهر از دو مدرسه بر من طلوع کرد
تحت مدیری دو زن عاقل متین
۱۳آن را لقب به نامه ندیم الملوک ثبت
وین درة المعالی بنوشته بر نگین
۱۴هر دو زنان کامله با کمال و فهم
پرورده شهور و بر آورده سنین
۱۵تا بر درند پرده جهل از رخ بنات
بیرون نموده دست شهامت ز آستین
۱۶تأسیس چند باب مدارس نموده اند
بی خواهش اعانه و بی منت معین
۱۷گردند گرد جوقه اطفال روز و شب
چون باغبان به گرد گل و سرو و یاسمین
۱۸امیدم آن که تا نبود نقطه در الف
تا با سه نقطه فرق بود بین سین و شین
۱۹از این دو پیر زن نشود خالی این اساس
وز این دو شیر زن نشود خالی این عرین
۲۰وان خواهران دینی من مادران شوند
اندر حفاظ عصمت و اندر پناه دین
۲۱بر زادگان دهند ز پستان علم شیر
زان پس که بوده اند به بطن هنر جنین
۲۲هم مهستی به عرصه بیارند هم هوگو
هم مصطفی کمال بزایند و هم لنین
۲۳تا آسمان بنازد شبها به اختران
نازد شبانه روز به این اختران زمین
۲۴مدح و ثنای من به عموم معلمات
خیر و دعای من به وجود معلمین
۲۵بر شعر من مخند به خشکی که خواجه گفت
کی شعر تر تراود از خاطر حزین
۲۶