هر جا به اثر نظر گمارند
زان پی به در مؤثر آرند
۱ننهند ز زشته بر خرد بند
گیرند به رشته ریس پیوند
۲در خط چو قلم فرو نمانند
زان قصه خط نویس خوانند
۳هر جا بینند رشته تابی
در گردنشان شود طنابی
۴تا چرخ شوند رهنوردان
وز چرخ به سوی چرخ گردان
۵هر جا خوانند تازه حرفی
در نامه ز خامه شگرفی
۶زان حرف به سوی خامه آیند
وز خامه به خامه زن گرایند
۷از هر چه بود به ملک امکان
در جلوه گری ز جسم تا جان
۸صد سلسله در میان نهد پای
لیکن همه منتهی به یک جای
۹از مرکز دایره به هر سوی
باشد خط نصف قطر را روی
۱۰کارش به محیط یابد انجام
سیرش به محیط گردد آرام
۱۱در دایره کین خطوط پیداست
هر یک به محیط می رود راست
۱۲رو زین ره راست گر نپیچی
قدری داری وگر نه هیچی
۱۳ای میل به تاب و پیچ کرده
روی از دو جهان به هیچ کرده
۱۴یک لحظه ز تاب و پیچ باز آی
هیچند همه ز هیچ باز آی
۱۵در گردش این بلند کردار
بین این همه نقش های پرگار
۱۶هر نقش اگر چه دلپسند است
آیینه صنع نقشبند است
۱۷باید ره دلپسند رفتن
از نقش به نقشبند رفتن
۱۸تا چند به نقش بند مانی
آن به که به نقشبند رانی
۱۹هر نقش عجب که زیر و بالاست
برهان وجود حق تعالی ست
۲۰هر جنس کرم که رهنورد است
از کارگه قدیم فرد است
۲۱هر مرغ سخن که در ترانه ست
توحید سرای آن یگانه ست
۲۲هر غنچه به شکر او دهانیست
هر برگ گل طری زبانیست
۲۳هر لاله که در حریم باغیست
از نور هدایتش چراغیست
۲۴از سبزه تر به طرف گلشن
داده خط بندگیش سوسن
۲۵با خلعت سبز نیکبختان
رقصان به هوای او درختان
۲۶راسخ قدمان باغ دایم
در طاعتش ایستاده قایم
۲۷ما را که به تختگاه تعلیم
بنهاده به فرق تاج تکریم
۲۸هر تیغ بلا که بر سر آید
گردنکشی از درش نشاید
۲۹آن به که ز عنف پاک باشیم
در راه وفاش خاک باشیم
۳۰نقد دل و جان به او سپاریم
خود در دو جهان جز او که داریم
۳۱آن دم که رسد نفس به آخر
گردد سکرات موت ظاهر
۳۲جز دامن فضل او نگیریم
میریم به یاد او چو میریم
۳۳نظارگیان این کهن دیر
در مرحله نظر سبک سیر
۳۴بالغ نظران آفرینش
روشن بصران تیز بینش
۳۵پوشیده درج چرخ دانان
ننوشته درج دهر خوانان
۳۶