ای صدرنشین تخت کونین
تخم و ثمر درخت کونین
۱ای اول فکر و آخر کار
ای قبله هفت و زبده چار
۲چون روی بدین دیار کردی
وین هفت شتر قطار کردی
۳شد عرش بدان بزرگواری
فرش تو درین شتر سواری
۴از پای شتر نشانه در راه
مهر است یکی و دیگری ماه
۵عیسی که به خر نشسته خوش بود
پیش شترت مهار کش بود
۶سر رشته جاه و اعتبارش
افتاده به دست ازان مهارش
۷ای ناقه تو به سرخ مویی
داده به دو کون سرخ رویی
۸رنگش که عجب شفق نسق بود
خورشید رخ تو را شفق بود
۹همرنگیش ار نخواست گردون
هر شام چرا شود شفق گون
۱۰اختر چشم و هلال گردن
زو بختی چرخ چشم روشن
۱۱گامی که زده به ره شتابان
زان گشته چهار بدر تابان
۱۲کوهانش بلند قدر چون طور
وز حق تو بر او تجلی نور
۱۳ای گوهر سلک محرمیت
پشت تو قوی به خاتمیت
۱۴ملکت خاتم نهاده در مشت
کردی تو ز کبریا بر آن پشت
۱۵خاص تو خلافت الهی
شاهان به خلافتت مباهی
۱۶در جیب تو خاتم خلافت
تابان ز قفایت از لطافت
۱۷با بخت تو تخت سخت پیمان
خاتم داری تو را سلیمان
۱۸مهر تو به جانش مهر کن بود
در دیوان تو مهر زن بود
۱۹او دست زده به عرش بلقیس
پای تو و اوج عرش تقدیس
۲۰او در صف وحش و موقف طیر
محتاج به هدهد سبا سیر
۲۱جبریل ز سروری به سر تاج
پیش تو به هدهدیست محتاج
۲۲ای مقصد کارگاه تقدیر
مقصود چهل صباح تخمیر
۲۳در خاک ارادت اولین کشت
در کاخ نبوت آخرین خشت
۲۴این کاخ ز هیچ آفریده
یک خشت به قالبت ندیده
۲۵با تو ز دگر کسان چه حاصل
تو خشت زری و دیگران گل
۲۶برتر ز سپهر تکیه گاهت
خشت مه و مهر فرش راهت
۲۷زان در که برآید از تو کاری
بر ما بگشای خشتواری
۲۸ای از تو به وعده شفاعت
خرم دل مفلسان طاعت
۲۹ما دولت طاعت از تو داریم
امید شفاعت از تو داریم
۳۰پاکیزه دل از غلو و تقصیر
از خوان توییم چاشنی گیر
۳۱دل کنج نوال توست ما را
سر در ره آل توست ما را
۳۲شادیم به آل نامدارت
یاریم به هر چهار یارت
۳۳آن چارستون خانه دین
وان چار چراغ بزم تمکین
۳۴هر یک به خلافتت سزاوار
هر چار یکی هر یکی چار
۳۵ایشان به یگانگی به هم راست
بیگانگی از فضولی ماست
۳۶شاهان به صفا موافق آهنگ
وز سگخویی سپاه در چنگ
۳۷جان بر شرف لقایشان باد
دل در کنف وفایشان باد
۳۸