در صورت تو سر جمالی که مجمل است
در خط و خال و عارض و زلفت مفصل است
۱هرگز حدیث زلف تو کوته نمی شود
این گفت و گوی تا به قیامت مسلسل است
۲حسن تو از تصرف مشاطه فارغ است
مرآت آفتاب چه محتاج صیقل است
۳کحل بصر ز خاک درت بیدلی کشد
کش چشم دل به کحل بصیرت مکحل است
۴بهر تو پای بر سر عالم نهاده ایم
وز شاهراه عشق تو این گام اول است
۵لب بر لبم بنه که سخن مختصر کنم
کافسانه تطاول هجران مطول است
۶جامی سواد شعر تو کامد زبور عشق
مستغنی از تکلف تذهیب و جدول است
۷