ساقی بیا که قصر بقا در تزلزل است
درده شراب لعل چه جای تعلل است
۱گر دور جام می به تسلسل کشد رواست
بررغم آن که منکر دور و تسلسل است
۲داری هوای میکده ترک سبب بگوی
زاد طریق اهل ارادت توکل است
۳کردند شرح عشق حریفان ولی هنوز
این سر سر به مهر محل تأمل است
۴آگاهی از کماهی حالات عاشقان
باما جفای تو نه ز جهل از تجاهل است
۵صوفی که ذوق عشق تو می آردش به رقص
مستیست کز سرایت می در تمایل است
۶جامی کند تحمل هر رنج و غم ولی
در محنت فراق تو بس بی تحمل است
۷