این همه خونخواریم زان نرگس خونخواره چیست
چون نخواهد یار جز خونخواری من چاره چیست
۱گرنه برمن دست برده هجر زور آورده است
در درونم جان و در بیرون گریبان پاره چیست
۲ایستادن را نمی داند سرشکم ای حکیم
در بیان طالع من حکم این سیاره چیست
۳گر نمی خواهد شکست جام عیش عاشقان
در بر سیمین او دل همچو سنگ خاره چیست
۴گرنه باغش زآب می امروز در نشو و نماست
هر دمش از نوگلی بشکفته بر رخساره چیست
۵رنج من خواهد فلک ور نی جدا زان مه مرا
عیش ناهموار با این محنت همواره چیست
۶هرکه باشد در جهان میرد همین یک بار و بس
بی رخ جانان مرا این مردن صدباره چیست
۷خط قرب و دولت تشریف خاصان را بود
بهره عام از جمال شاه جز نظاره چیست
۸جامی از هول رقیب آورد رو در راه هجر
تا درین هایل بیابان حال این آواره چیست
۹