غزلیات

شمارهٔ ۶۴ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گرچه هر روزی ز صد ره کم نمی بینم تو را

خون همی گریم اگر یک دم نمی بینم تو را

۱

هر بنا محکم ز سنگ است ای دلت چون سنگ سخت

چون بنای دوستی محکم نمی بینم تو را

۲

عشق شد در دل مقیم ای عقل درد سر ببر

کاندرین خلوتسرا محرم نمی بینم تو را

۳

بهر قتل عاشقان می دیدمت زین بیش غم

چون به بخت ما رسید آن هم نمی بینم تو را

۴

طینت پاک تو گویی ز آب و خاک دیگر است

جنس آب و خاک این عالم نمی بینم تو را

۵

از خم محراب ابرویش همانا غافلی

ای که هرگز پشت طاعت خم نمی بینم تو را

۶

از تو هر مو بر تن جامی غمی دارد جدا

وز غم او یک سر مو غم نمی بینم تو را

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نمی بینم تو راقافیه: ـم۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است
  • ردیف بلند (سه واژه یا بیشتر)

پایان مصرع‌ها

  1. رارا
  2. سخترا
  3. ببررا
  4. غمرا
  5. استرا
  6. غافلیرا
  7. جدارا

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.