غزلیات

شمارهٔ ۶۱ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بی جمالت صوت مطرب مایه درد و غم است

بی رخ گل نغمه بلبل نفیر ماتم است

۱

کی به قانون طرب گردد مرا آهنگ راست

اینچنین کز بار دل چون چنگ پشت من خم است

۲

بر رخت خوی هست عکس قطره های اشک من

یا چکیده بر سمن باران و برگل شبنم است

۳

درد هجران را نباشد نسبتی با رنج مرگ

درد هجران روزگاران رنج مردن یکدم است

۴

هر طبیبی راکه پرسیدم علاج عشق گفت

درد عاشق بی مداوا داغ او بی مرهم است

۵

خانه ام را سقف غم دیوار محنت در بلاست

کس چنین خانه ندیده تا بنای عالم است

۶

عاشقان بسیار داری گرچه جامی از همه

کم بود در دام تو چون او گرفتاری کم است

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: استقافیه: ـم۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. راستاست
  3. مناست
  4. مرگاست
  5. گفتاست
  6. بلاستاست
  7. همهاست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.