غزلیات

شمارهٔ ۶۹ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

لاله بین در بیستون چون غرق خون افتاده است

گویی ازکان آتشین لعلی برون افتاده است

۱

نی غلط کردم که از سوز درون کوهکن

شعله در دامان کوه بیستون افتاده است

۲

چون رهم از زلف مشکینت که در هر حلقه اش

صد دل دانا به زنجیر جنون افتاده است

۳

روزم از بی مهریت شب گشت و آن شب را شفق

بر رخ زردم سرشک لاله گون افتاده است

۴

بار هجران تو چون سنجم که این بار گران

از ترازوی قیاس من فزون افتاده است

۵

دل که می تابد بر او رویت ز راه دیده هست

خانه ای کز روزن آن مه درون افتاده است

۶

طوقداران غمت گردنکشان عالمند

در میان آن همه جامی زبون افتاده است

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: افتاده استقافیه: ـون۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. کوهکناست
  3. اشاست
  4. شفقاست
  5. گراناست
  6. هستاست
  7. عالمنداست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.