غزلیاتشمارهٔ ۶۸ جامیشاعرجامیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریخانه دل خراب کرده توستچشمه جان سراب کرده توست۱خورد را چشم او ندیده به خوابهر که بی خورد و خواب کرده توست۲زاشک نومیدی و نم حسرتدیده تر پر آب کرده توست۳گرچه مویم سفید گشت چو شیرچهره از خون خضاب کرده توست۴تا تو رند و شرابخواره شدیدل خلقی کباب کرده توست۵چشم گریان من ز عکس لبتساغر پر شراب کرده توست۶جامی و شعر خوش توو دشنامشعرهایش جواب کرده توست۷