غزلیات

شمارهٔ ۷۰ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

مشکین خطی که روز رخش را شب آمده ست

جان من است خطش ازان بر لب آمده ست

۱

حرفی که کلک حسن به رویش نوشته بود

از مشک ناب و عنبرتر معرب آمده ست

۲

شاید که جان نهم لقب قالبش ز لطف

جانی ولی که جان منش قالب آمده ست

۳

یوسف چه خانمش که به هر جا نموده روی

صد یوسفش اسیر چه غبغب آمده ست

۴

در چشم پر سرشک چو رویش فکنده عکس

خورشید را مقارنه با کوکب آمده ست

۵

هر گه ز باد برقع زلفش شود نگون

گوید فلک که منزل مه عقرب آمده ست

۶

طفلان سبق ز لوح جمالش گرفته اید

هرگه جبین گشاده سوی مکتب آمده ست

۷

چوگان به کف سواره به میدان چو کرده عزم

صد سر چو گوی زیر سم مرکب آمده ست

۸

جامی مدام مشربه ای از شراب پر

بر رغم مدعی که تنک مشرب آمده ست

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: آمده ستقافیه: ـب۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است
  • با حروف قافیهٔ منبع هم‌خوان نیست

پایان مصرع‌ها

  1. ستست
  2. بودست
  3. لطفست
  4. رویست
  5. عکسست
  6. نگونست
  7. ایدست
  8. عزمست
  9. پرست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.