غزلیات

شمارهٔ ۷۱ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

طره عنوان جمال تو چو جیم افتاده ست

دهن تنگت ازان چشمه میم افتاده ست

۱

زان قد و زلف که گویی الف و لام ویند

لام الف وار دل خسته دونیم افتاده ست

۲

قدت آن نخل بلند است و لب آن تازه رطب

که درین باغچه از باغ نعیم افتاده ست

۳

ید بیضا که شنیدی بود از طلعت تو

لمعه نور که در دست کلیم افتاده ست

۴

چمن از نافه چین عطرفشان شد گویی

چین زلف تو گذرگاه نسیم افتاده ست

۵

پرده بردار که از صاعقه شوق توام

شعله در خرمن و آتش به گلیم افتاده ست

۶

شهر عشق است مقام همه صاحبنظران

فرخ آن کس که درین شهر مقیم افتاده ست

۷

نیم جان گر بدهی صد به عوض بستانی

بخل بگذار که دلدار کریم افتاده ست

۸

جامیا شاهد نو گیر که از گردش دهر

رخنه در صحبت یاران قدیم افتاده ست

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: افتاده ستقافیه: ـیم۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. ستست
  2. ویندست
  3. رطبست
  4. توست
  5. گوییست
  6. توامست
  7. صاحبنظرانست
  8. بستانیست
  9. دهرست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.