غزلیات

شمارهٔ ۲۵۱ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

نیست شب وصل تو مه را رواج

روز نباشد به چراغ احتیاج

۱

خاک در و سنگ جفای توام

داد فراغ از هوس تخت و تاج

۲

زین تن لاغر چه بری نقد جان

از ده ویران چه ستانی خراج

۳

درد مبیناد طبیبی که گفت

داغ جدایی نپذیرد علاج

۴

رنجه شدی زآه و فغانم که دید

سخت دلی همچو تو نازک مزاج

۵

چند کنی بر سر یک بوسه بحث

خوش ننماید ز کریمان لجاج

۶

عکس لبت از دل جامی نمود

چون می رنگین ز درون زجاج

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـاج۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. رواجاحتیاج
  2. توامتاج
  3. جانخراج
  4. گفتعلاج
  5. دیدمزاج
  6. بحثلجاج
  7. نمودزجاج

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.