غزلیاتشمارهٔ ۲۵۰ جامیشاعرجامیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریای خاک ره تو عرش را تاجیک پایه ز قدر توست معراج۱تو در یتیمی و تو را جایبرتر ز همه چو درة التاج۲فخر تو به فقر و تاجدارانآورده به فرق بر درت باج۳در تیره شب ضلال خذلاننور تو شده سراج وهاج۴آیات تو در زمانه ظاهرچون شبگون خط ز صحفه عاج۵بر روی زده کف خجالتبا جود کف تو بحر مواج۶مشتاق ره تو را مغیلاندر زیر قدم حریر و دیباج۷جامی که ز تندباد عصیانشد خرمن طاعتش به تاراج۸اکنون ره معذرت گرفتهمسکین به شفاعت تو محتاج۹