غزلیاتشمارهٔ ۲۶۳ جامیشاعرجامیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریای ماه که می نپرسی از منزانگاه که می نپرسی از من۱آوازه فکند در همه شهربدخواه که می نپرسی از من۲شاهی تو گدا چگونه گویدبا شاه که می نپرسی از من۳پرسی همه را و جز تو کس نیستآگاه که می نپرسی از من۴طومار شکایتم بر این شدکوتاه که می نپرسی از من۵با کوه غم تو رفتم از جایچون کاه که می نپرسی از من۶از لعل تو نیست کار جامیجز آه که می نپرسی از من۷