مطرب آهنگ ترنم های شوق انگیز کرد
وز دم نی آتش صاحبدلان را تیز کرد
۱در حریم بزم رندان پای نتواند نهاد
جز حریفی کز سبوی باده دستاویز کرد
۲کوهکن گو تیشه بی حاصل مزن چون دور چرخ
لعل جان افزای شیرین روزی پرویز کرد
۳سبزه نو خاست گرد گل تو را از مشک ناب
با اسیران هر چه کرد این سبزه نوخیز کرد
۴زلف مشکین تو را در باغ بر هم زد صبا
جعد سنبل را عبیر افشان و عنبیربیز کرد
۵داشت ارزانی خیالت دوش تشریف قدوم
مردم چشم منش از گریه گوهرریز کرد
۶دعوی پرهیزگاری نیست جز آلودگی
وقت جامی خوش کزین آلودگی پرهیز کرد
۷