غزلیات

شمارهٔ ۲۷۲ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای ز غمزه چشم تو بر جان و دل ناوک زده

دیگری در رشک ازان ناوک که بر هر یک زده

۱

آن دهان را در رسوم دلبری کوچک مخوان

راه دل بس بر بزرگ دین که آن کوچک زده

۲

زاستخوان سینه چون تیرت دو نیمه گشته دل

از درون فریاد نصف لی و نصف لک زده

۳

تا رگ جان در تنم باشد نهم بر سر چو تاج

پاسبان تو شبم سنگی که بر تارک زده

۴

چون دهان در صفحه رویت محل شک فتاد

خالهایت در حواشی نقطه های شک زده

۵

هرکه با عیش دو عالم از تو رو برتافته

دست خویش از دولت بسیار در اندک زده

۶

دعوی عشق تو را زلفت قوی مستمسکیست

چون ز عشقت دم زده جامی به مستمسک زده

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: زدهقافیه: ـک۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. زدهزده
  2. مخوانزده
  3. دلزده
  4. تاجزده
  5. فتادزده
  6. برتافتهزده
  7. مستمسکیستزده

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.