غزلیات

شمارهٔ ۳ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

خَلیلَيَّ لاحَتْ لَنا دَورُ سَلمیٰ

نشان‌های سلمی شد از دُور پیدا

۱

کهن ناشده داغ او، گشت تازه

قِفا، نَبْکِ مِن ذِکرِ مَن لَیْسَ یُنْسیٰ

۲

ازین رَبْع و اَطلال، هر جا گیاهی

که بینیم؛ گویا زبانی‌ست گویا

۳

جز افسون سلمی و افسانهٔ او

نخوانند بر ما نگویند با ما

۴

خدا را رو ای باد و از من بنه رخ

به خاک رهش مَرَّةً بَعْدَ أُخریٰ

۵

به عرضش رسان کای درین دَیر کرده

لب لعلت اِحیای رسم مسیحا

۶

حیات ابد می‌کند بنده جامی

ز لعل تو دریوزه و الأَمرُ أَعلیٰ

۷

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.