غزلیات

شمارهٔ ۳۵۱ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

هیچ گه بینم که آن مه مهربان من شود

رام گردد با من و آرام جان من شود

۱

استخوانی شد تنم از لاغری وان هم خوش است

گر سگش را میل سوی استخوان من شود

۲

این چنین جولان کنان کان شهسوار آمد برون

جای آن دارد که باز از کف عنان من شود

۳

آتش افکن در من ای آه و سراپایم بسوز

باشد آن مه واقف سوز نهان من شود

۴

زان لب شیرین تکلم یک سخن گر بشنوم

تا قیامت آن سخن ورد زبان من شود

۵

گر سگ خود خواندم آن آهوی مردم شکار

شیر گردون خواهد از کمتر سگان من شود

۶

گفتمش جامی به پابوس سگانت کی رسد

گفت آن روزی که خاک آستان من شود

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: من شودقافیه: ـان۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«من شود» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. شودشود
  2. استشود
  3. برونشود
  4. بسوزشود
  5. بشنومشود
  6. شکارشود
  7. رسدشود

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.