غزلیات

شمارهٔ ۳۶۷ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بر رخ زردم نه اشک است این که گلگون می‌رود

شد دلم ریش از غمت وز ریش دل خون می‌رود

۱

گر دلم شد رخنه از تیغ جفایت باک نیست

جانم از زندان غم زان رخنه بیرون می‌رود

۲

بر تن زارم زمین شد بی‌تو تنگ ای کاش دست

می‌زند در دامن آه و به گردون می‌رود

۳

ما میان بار اندوه و تو با آسودگان

کوهکن در کوه و شیرین گشت هامون می‌رود

۴

پوست بهر غیر پوشد ورنه لیلی واقف است

در حریم حی به هر شکلی که مجنون می‌رود

۵

خوانده‌ای دانم که بی‌جو می‌رود آب بهشت

لطف آن قد بین که بر روی زمین چون می‌رود

۶

چون سخن در وصف آن دندان رود آنجا چه لطف

نظم جامی را سخن دَر دُرّ مکنون می‌رود

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: می‌رودقافیه: ـون۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. می‌رودمی‌رود
  2. نیستمی‌رود
  3. دستمی‌رود
  4. آسودگانمی‌رود
  5. استمی‌رود
  6. بهشتمی‌رود
  7. لطفمی‌رود

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.