غزلیات

شمارهٔ ۳۷۰ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گوهر نایابی و من بهر تو جان می‌کنم

کان تو جان است و چون جان می‌کنم کان می‌کنم

۱

بر لب تو دست سودم دی نه دندان وین زمان

می‌کنم زان یاد و دست خود به دندان می‌کنم

۲

در دل عشاق پیکان تو گم شد وین همه

سینه خود را به ناخن بهر پیکان می‌کنم

۳

بی‌تو ویران به جهان گر زان که دستم می‌دهد

خشت مهر و ماه ازین فیروزه ایوان می‌کنم

۴

می‌خورم بر دل خدنگت جان غمگین می‌دهم

شاخ دولت می‌نشانم بیخ حرمان می‌کنم

۵

می‌کنم آماده کحل دیده و عطر کفن

از درت خاکی که شب پنهان ز دربان می‌کنم

۶

گو اجل جیبم بدر پیوند عمر من بس است

رشته پیراهنت کز طرف دامان می‌کنم

۷

اره بر سر بوده‌ام عمری که اکنون گاه‌گاه

شانه‌سان تاری ازان زلف پریشان می‌کنم

۸

می‌کنم یک یک ورق دیوان جامی را شمار

هرچه می‌بینم نه در وصفت ز دیوان می‌کنم

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: می‌کنمقافیه: ـان۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«می‌کنم» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. می‌کنممی‌کنم
  2. زمانمی‌کنم
  3. همهمی‌کنم
  4. می‌دهدمی‌کنم
  5. می‌دهممی‌کنم
  6. کفنمی‌کنم
  7. استمی‌کنم
  8. گاه‌گاهمی‌کنم
  9. شمارمی‌کنم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.