غزلیات

شمارهٔ ۳۵۴ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گرنه یار از زلف برقع پیش روی خود کشد

جمله دلها را به دام آرزوی خود کشد

۱

من ز سر گویی تراشیدم زهی سرگشتگی

گر سوار من خم چوگان ز گوی خود کشد

۲

خاک کویش بر تنم باشد ز رحمت خلعتی

بعد قتلم غرق خون چو گرد کوی خود کشد

۳

عشقبازی خوی شد مسکین دلم را با بتان

این همه بیداد بدخویان ز خوی خود کشد

۴

چون تو می خواهم دلی از سنگ لیک آهن ربای

تا تو چون تیر افکنی پیکان به سوی خود کشد

۵

چون صراحی پر برآمد تشنه لعلت ز می

هم چنان از بهر یک جرعه گلوی خود کشد

۶

لب فروبند از سخن جامی که طوطی این همه

بینوایی در قفس از گفت و گوی خود کشد

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: خود کشدقافیه: ـوی۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. کشدکشد
  2. سرگشتگیکشد
  3. خلعتیکشد
  4. بتانکشد
  5. ربایکشد
  6. میکشد
  7. همهکشد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.