غزلیات

شمارهٔ ۴۰۳ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

جز سر کویش من آواره را مسکن مباد

بلبل بی خان و مان را جای جز گلشن مباد

۱

بر درش شبها سگان را جا و من محروم ازان

وه چه روز است این که دارم سگ به روز من مباد

۲

دیگران را دیده روشن گرچه از مردم بود

جز به روی آن پریرو چشم من روشن مباد

۳

گرچه هر دم خاک گردد در رهش صد جان پاک

هیچ گه زین رهگذر گردی بر آن دامن مباد

۴

صد بلا گر پیش پیش آید به هر گامی مرا

هرگزم از کوی عشقش روی برگشتن مباد

۵

گر سگانش را خلد خاری به پا از بهر آن

غیر نوک نشتر مژگان من سوزن مباد

۶

گر بود روزی معاذالله که نتوان دیدنش

جامی بیچاره را آن روز جان در تن مباد

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: مبادقافیه: ـن۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. مبادمباد
  2. ازانمباد
  3. بودمباد
  4. پاکمباد
  5. مرامباد
  6. آنمباد
  7. دیدنشمباد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.