غزلیات

شمارهٔ ۴۱۳ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بس که چشمان تو خون اهل عالم ریختند

پشته پشته کشته در کوی تو بر هم ریختند

۱

صد هزاران صورت اندر قالب حسن و جمال

ریختند اما ز تو مطبوع تر کم ریختند

۲

هر چه در عالم همی بینم نمی ماند به تو

شکل تو گویی نه از ارکان عالم ریختند

۳

نقشبندان گاه تصویر لب و دندان تو

در دهان غنچه تر عقد شبنم ریختند

۴

بی لب میگون تو مستان شراب لعل را

از قدح خوردند و از مژگان همان دم ریختند

۵

سینه ریشان فراق از خاک پایت ساختند

خشک دارویی که بر بالای مرهم ریختند

۶

از دل جامی چه سان روید گیاه خرمی

چون در آن ویرانه تخم محنت و غم ریختند

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: ریختندقافیه: ـم۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. ریختندریختند
  2. جمالریختند
  3. توریختند
  4. توریختند
  5. راریختند
  6. ساختندریختند
  7. خرمیریختند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.