غزلیات

شمارهٔ ۶۰۰ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

این چنین کز دیده و دل غرق آب و آتشم

رخت هستی را ز موج غم به ساحل چون کشم

۱

صوت جان افزای مطرب گر نباشد گو مباش

زانکه من با ناله های دلخراش خود خوشم

۲

تا نداند کس ز خیل مهوشان یار مرا

دل به یک جا و نظر بر طلعت هر مهوشم

۳

شهسوارا بی کسان را کس نجوید خونبها

زار کش چون مور زیر نعل سم ابرشم

۴

تو کمر ترکش همی بندی و من در غم که چون

بر دل افگار آید ناوکی زان ترکشم

۵

وقف کردم پنج حس بر شش جهت باشد گهی

دولت وصلت شود حاصل ازین پنج و ششم

۶

تا قیامت همچو جامی مست و بیهوش اوفتم

گر ز جام نیم خوردت جرعه ای دیگر کشم

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـشم۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. آتشمکشم
  2. مباشخوشم
  3. مرامهوشم
  4. خونبهاابرشم
  5. چونترکشم
  6. گهیششم
  7. اوفتمکشم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.