ای سر زلف تو گره بر گره
در دل ما صد گره از هر گره
۱کار فرو بسته ما را بود
با سر زلف تو برابر گره
۲قد من و رشته جان از غمت
هست یکی حلقه و دیگر گره
۳می نهد از عارض و زلفت صبا
بر سمن از غالیه تر گره
۴طره شمشاد بود کالت
بسته به بالای صنوبر گره
۵آن نه حباب است که بی لعل تو
باده شود در دل ساغر گره
۶گفته جامی ز سر زلف تو
رشته سحر است سراسر گره
۷