کیست می آید قبا پوشیده دامن بر زده
شکل شهر آشوب او آتش به عالم درزده
۱کرده در دین مسلمانان هزاران رخنه بیش
هر خدنگ فتنه ای کز غمزه آن کافر زده
۲کی برآید ماه با خورشید عالمتاب او
گر زند بر ماه تابان طعنه ای در خور زده
۳رو به راه از قامت اویم من بی صبر و دل
گرچه در هر گام راه بیدلی دیگر زده
۴دردسر کم ده طبیبا چون ز مرهم خوشتر است
زخم آن سنگی که دربانش مرا بر سر زده
۵دمبدم خون می رود از چشم پر نم تا مرا
بر رگ جان غمزه خونریز او نشتر زده
۶هر کجا نوشیده جامی باده با یاران نخست
بوسه ها از شوق لعلش بر لب ساغر زده
۷