ای کزان آرام جانها مانده تنها زنده ای
زندگی باشد وبال جان تو تا زنده ای
۱یار قتل عاشقان امروز با فردا فکند
شاد زی ای آنکه بر امید فردا زنده ای
۲گر نیی ای زاهد از عشق جوانی زنده دل
در حقیقت مرده ای و آشکارا زنده ای
۳ما تن خاکی تو روح پاکی ای جان و جهان
گرچه ما مردیم دور از تو تو بی ما زنده ای
۴وصل و هجر آمد حیات و مرگ ای دل شکر کن
گر من اینجا مرده ام باری تو آنجا زنده ای
۵یار گوید هر زمان خواهم همین دم کشتنت
غم مخور ای دل تو خود بهر همین ها زنده ای
۶نیم مرده بر درت عمری ست در جان کندنم
کس نمی پرسد که جامی مرده ای یا زنده ای
۷