غزلیات

شمارهٔ ۹۱۰ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گفتمش با لعل جان بخش از مسیحا کم نیی

گفت دم درکش که تو شایسته این دم نیی

۱

گفتم از دامت رهایی یابد آخر مرغ دل

گفت گویا واقف این جعد خم در خم نیی

۲

چند نالم گفتم از دست تو در عالم چو نی

گفت رو می نال پندارم تو در عالم نیی

۳

گفتمش می بارد از ابر غمت باران درد

گفت چون سبزه ازان باران چرا خرم نیی

۴

گفتمش دل چاک شد پیکان مدار از وی دریغ

گفت با زخمی چنان درخورد این مرهم نیی

۵

گفتم ار شادم نسازی باری از غم کم مکن

گفت اگر انصاف باشد لایق غم هم نیی

۶

گفتم آن راز دهان با محرمان نه در میان

گفت رو جامی که تو این راز را محرم نیی

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نییقافیه: ـم۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. نیینیی
  2. دلنیی
  3. نینیی
  4. دردنیی
  5. دریغنیی
  6. مکننیی
  7. میاننیی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.