ای به قصد ملک دل حسنت سپاه آراسته
وز لوای فتح زلفت اوج ماه آراسته
۱تا به فیروزی عنان تابی به جولانگاه ناز
مردم چشمم ز در و لعل راه آراسته
۲مجلس مستان به یاد آن دهان و لب خوش است
جز به نقل و می نگردد بزمگاه آراسته
۳ذکر طوبی کرده دل در وصف نخل قامتت
دسته گل را به شاخی از گیاه آراسته
۴هست بر فرق گدایانت کلاهی سبز چرخ
آفتاب از گوی زرین آن کلاه آراسته
۵بر خراب آباد دل آوازه لطفت گذشت
شهر ویران شد ز صیت عدل شاه آراسته
۶بهر سلطان خیالت جامی از لعل سرشک
در سواد چشم تر چتر سیاه آراسته
۷