دل کان میان نازک با خود خیال بسته
پیش تو مرغ جان را زان رشته بال بسته
۱چون خواسته مصور تصویر ابروی تو
بر آفتاب تابان مشکین هلال بسته
۲پی چون به بزم وصلت آرم که غیرت تو
ره بر صبا گرفته در بر شمال بسته
۳تا در رکابت از نو رنگین دوال بندم
تا دامنم ز دیده خون بین دوال بسته
۴آن کس کز آب حیوان هر جا سوال کردی
نوشین لب تو دیده لب از سوال بسته
۵صورت چگونه بندم در خاطرت چو از من
آیینه دل تو زنگ ملال بسته
۶این نظم توست جامی یا تازه دسته گل
کز بوستان سعدی طبع کمال بسته
۷