خوش آنکه وارهاند ما را ز ما زمانی
روشن ضمیر پیری یا خوبرو جوانی
۱این در جمال صورت آرایش دیاری
وان از کمال معنی آسایش جهانی
۲جز در حضور اینان از خود امان نیابیم
یارب ببخش ما را یکدم ز ما امانی
۳اسرار عاشقان را باید زبان دیگر
دردا که نیست پیدا در شهر هم زبانی
۴جز عشق هر چه گوید واعظ فراز منبر
آن را فسانه ای دان واو را فسانه خوانی
۵مجنون نماند و لیلی لیکن بماند از ایشان
از بهر عشقبازان فرخنده داستانی
۶گویند کیست جامی آشوب عقل و دینت
ماهی ست کج کلاهی شوخی ست نکته دانی
۷