غزلیات

شمارهٔ ۹۸۷ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

شنیده ام که به گلچهره ای نظر داری

ز شوق لاله رخی داغ بر جگر داری

۱

مکن مکن که ز خیل پریوشان هر سو

هزار عاشق دیوانه بیشتر داری

۲

چو روی خویش در آیینه می توانی دید

چرا نظر به جمال کسی دگر داری

۳

منه ز عشق به دل بار غم تو را آن به

که بار غم ز دل اهل عشق برداری

۴

نشان پای تو باشد نشانه رحمت

خوش آن زمین که تو گاهی بر آن گذر داری

۵

مگیر بی خبر از حال عاشقان خود را

ز داغ شوق و غم عشق چون خبر داری

۶

چو نیست زهره خریدار او شدن جامی

ز اشک و چهره چه حاصل که سیم و زر داری

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: داریقافیه: ـر۶ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است
  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. داریداری
  2. سوداری
  3. دیدداری
  4. بهبرداری
  5. رحمتداری
  6. راداری
  7. جامیداری

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.