غزلیات

شمارهٔ ۹۸۸ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

اگر چه در لب جانبخش انگبین داری

ز ناوک مژه صد نیش در کمین داری

۱

به خاک پات که نتوان در آب حیوان یافت

لطافتی که تو در لعل آتشین داری

۲

به هشت گلشن جنت نمی دهم یک شاخ

ازان بنفشه که بر طرف یاسمین داری

۳

به ابروان مفکن چین خدای را این بس

که زیر هر شکن مو هزار چین داری

۴

ز سعد و نحس چه پرسی حکیم را چون تو

فروغ کوکب اقبال در جبین داری

۵

ببخش بر من مفلس چو از دو ساعد خویش

دو گنج سیم نهان اندر آستین داری

۶

به آسمان که برد طاعت تو را جامی

چنین که پیش بتان روی بر زمین داری

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: داریقافیه: ـین۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«داری» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. داریداری
  2. یافتداری
  3. شاخداری
  4. بسداری
  5. توداری
  6. خویشداری
  7. جامیداری

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.