غزلیات

شمارهٔ ۹۸۹ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز شهر تن نکنی دل به ملک جان نرسی

بر این جهان ننهی پا بر آن جهان نرسی

۱

حضیض نفس زمین و آسمان ست ذروه عشق

تو پای بست زمینی به آسمان نرسی

۲

دو روزه حبس قفس سهل باشد ای بلبل

ازان بترس که دیگر به بوستان نرسی

۳

زبان عشق چه داند فقیه شهر این حرف

مگوی تا به حریفان هم زبان نرسی

۴

صدای بانگ جرس می رسد ولی از دور

به ره مخسب مبادا به کاروان نرسی

۵

نشان عشق چه پرسی ز هر نشان بگسل

که تا اسیر نشانی به بی نشان نرسی

۶

حجاب سر حقیقت همین تویی جامی

گمان مبر که ازین بگذری به آن نرسی

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: نرسیقافیه: ـان۶ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«نرسی» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد
  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. نرسینرسی
  2. عشقنرسی
  3. بلبلنرسی
  4. حرفنرسی
  5. دورنرسی
  6. بگسلنرسی
  7. جامینرسی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.