عید شد و عالمی کشته جولان تو را
تا که قبول اوفتد از همه قربان تو را
۱نعل سم توسنت حیف بود بر زمین
دیده عشاق باد عرصه میدان تو را
۲بردن دلهات کار، غارت دینها شعار
به که نیفتد دوچار هیچ مسلمان تو را
۳تیغ سیاست بکش خون اسیران بریز
دولت خوبی چو داد حشمت سلطان تو را
۴می فکنی تیر و من رنجه که ناگه برد
این جگر آتشین آب ز پیکان تو را
۵ابر سیه گو سحر روزن مشرق ببند
مطلع خورشید بس چاک گریبان تو را
۶راحله را جامیا ریگ حرم ساز جا
چند کند پای بند خاک خراسان تو را
۷