غزلیات

شمارهٔ ۱۷ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

عید شد و عالمی کشته جولان تو را

تا که قبول اوفتد از همه قربان تو را

۱

نعل سم توسنت حیف بود بر زمین

دیده عشاق باد عرصه میدان تو را

۲

بردن دلهات کار، غارت دینها شعار

به که نیفتد دوچار هیچ مسلمان تو را

۳

تیغ سیاست بکش خون اسیران بریز

دولت خوبی چو داد حشمت سلطان تو را

۴

می فکنی تیر و من رنجه که ناگه برد

این جگر آتشین آب ز پیکان تو را

۵

ابر سیه گو سحر روزن مشرق ببند

مطلع خورشید بس چاک گریبان تو را

۶

راحله را جامیا ریگ حرم ساز جا

چند کند پای بند خاک خراسان تو را

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: تو راقافیه: ـان۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«تو را» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. رارا
  2. زمینرا
  3. شعاررا
  4. بریزرا
  5. بردرا
  6. ببندرا
  7. جارا

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.