سرو گل اندام من طرف کله برشکست
کاکل او بر سمن غالیه تر شکست
۱نافه گشا شد نسیم از گره زلف او
رونق سنبل ببرد قیمت عنبر شکست
۲بررخ پر گردم اشک از دل آزرده رفت
باده گلگون به خاک ریخت چو ساغر شکست
۳رشته جان ز استخوان سبحه پر مهره گشت
بس که ز سنگ جفاش این تن لاغر شکست
۴بست به روی بتان شیخ در صومعه
سنگدل من رسید صومعه را در شکست
۵بس که ز سرو قدش بار به دلها رسید
در چمن از بار دل پشت صنوبر شکست
۶شرح غمش می نوشت جامی بیدل فتاد
در دل خامه شکاف در رخ دفتر شکست
۷