غزلیات

شمارهٔ ۱۷۷ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در لطف بود گل ز تو افزون نه و هرگز

یا سرو چو بالای تو موزون نه و هرگز

۱

گردد خجل از روی تو خورشید فلک روز

شب با تو برآید مه گردون نه و هرگز

۲

سر در خم زلف تو بود خلق جهان را

باشد کس ازین سلسله بیرون نه و هرگز

۳

خونریز مرا کن به غم خویش حواله

تیغت سزد آلوده بدین خون نه و هرگز

۴

فردا که فتد کار به میزان عدالت

چربد ز غم من غم مجنون نه و هرگز

۵

دارم به دل از مار سر زلف تو زخمی

بهتر شود این زخم به افسون نه و هرگز

۶

عهد تو و جامی ز ازل تا ابد آمد

هرگز شود این عهد دگرگون نه و هرگز

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نه و هرگزقافیه: ـون۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • ردیف بلند (سه واژه یا بیشتر)

پایان مصرع‌ها

  1. هرگزهرگز
  2. روزهرگز
  3. راهرگز
  4. حوالههرگز
  5. عدالتهرگز
  6. زخمیهرگز
  7. آمدهرگز

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.