غزلیات

شمارهٔ ۲۴۶ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به بستان می‌گذر وز چهره گل‌ها را خجل می‌کن

همی‌زن خنده وز لب غنچه‌ها را منفعل می‌کن

۱

بحل کردن چه خواهی چون کشی ما را کسی بر تو

ندارد حکم، هم خود می‌کش و هم خود بحل می‌کن

۲

نشاید منزل تو زآب و گل گاهی که می‌آیی

گذر بر دیده ره بر سینه جا در جان و دل می‌کن

۳

مزاجت منحرف می‌بینم ای خلوت‌نشین گاهی

به کوی نیکوان کسب هوای معتدل می‌کن

۴

لبم را با لب او متصل کردی خیال ای دل

چه جان‌افزا خیالی کردی این را متصل می‌کن

۵

نشان پاش تا ماند پی بوسیدن ای دیده

به هر راهی که آن مه می‌رود از گریه گل می‌کن

۶

دلت زان بت پر ای جامی به کعبه رو چه می‌آری

بدین دل روی در بتخانه چین و چگل می‌کن

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: می‌کنقافیه: ـل۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. می‌کنمی‌کن
  2. تومی‌کن
  3. می‌آییمی‌کن
  4. گاهیمی‌کن
  5. دلمی‌کن
  6. دیدهمی‌کن
  7. می‌آریمی‌کن

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.