سر زلفت که هست از باد گاهی راست گاهی کج
بر آن رخسار عارض باد گاهی راست گاهی کج
۱چو در مستی خرامی قدت از خاصیت باده
شود چون شاخ گل از باد گاهی راست گاهی کج
۲خیال قامت و محراب ابروی تو می بندد
که می خواند امام اوراد گاهی راست گاهی کج
۳در آن بالا و زلف از باغبان صنع حیرانم
که چون می پرورد شمشاد گاهی راست گاهی کج
۴نماز من نیاز آمد چه حاصل زانکه در مسجد
شوم بر عادت زهاد گاهی راست گاهی کج
۵رقیب کج نهادت باد خرم راستی کآرد
به عاشق مژده بیداد گاهی راست گاهی کج
۶خیال قد و زلفت بست جامی در سخن زان رو
ردیف شعر او افتاد گاهی راست گاهی کج
۷