ز ایوان کاخ میکده آمد علی الصباح
مرغی گرفته نامه اقبال در جناح
۱مضمونش آنکه هر که نه می را مباح داشت
خونش بود به فتوی پیر مغان مباح
۲سرمایه فلاح چه باشد شراب لعل
یا معشر الاحبة حیوا علی الفلاح
۳صدر و صف نعال نباشد به بزم عشق
از هر که خواست ساقی ما کرد افتتاح
۴اقداح راح راحت روی تو کی شود
ان لم تکن تناولها من ید الملاح
۵خالی نه ایم از تو صباح و رواح هم
ای هم صباح ما ز تو فرخنده هم رواح
۶جامی به بزم اهل صفا می روی نخست
دل پاک کن ز وسوسه توبه و صلاح
۷