مجلس پیر مغان است و پر از باده سبوها
طیب الله بها وقت کرام شربوها
۱هر طرف باده به کف درد کشانند نشسته
احسن الناس نفوسا و قلوبا و وجوها
۲عشق بحریست عجب ژرف که از موج پیاپی
کرده جوهای شگرف است روان از همه سوها
۳بجه از جوی و درین بحر فکن کشتی خود را
که درین بحر شود متحد آخر همه جوها
۴ما عجب تشنه جگر رطل گران باده فراوان
زان به تنگیم که تنگ است دهانها و گلوها
۵عاشقان روی کی آرند به خوبان نکو رو
گر نبینند عیان روی تو را در همه روها
۶ما گدایان در میکده هاییم چو جامی
بارها کرده به دریوزه پر از باده کدوها
۷