غزلیات

شمارهٔ ۸۱ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)

به مه من که رساند که من دلشده هر شب

ز غم هجر رسانم به فلک ناله یارب

۱

نتوان بوسه زد آن لب کنم اما هوس آن

که ببوسم لب جامی که رسد گاه به آن لب

۲

سر من گرچه نشاید که به فتراک ببندی

چه شود گر بگذاری که نهم بر سم مرکب

۳

چو مرا مذهب و ملت همه شد در سر و کارت

چه زنم لاف ز ملت چه کنم دعوی مذهب

۴

سخن ظلم تو گفتن بر سلطان که تواند

که در آن حضرت عالی چو تو کس نیست مقرب

۵

نه اگر داشت معلم هوس کشتن خلقی

به تو این ناز و کرشمه ز چه آموخت به مکتب

۶

نشود مهر تو از دل به جفاهای پیاپی

نرود سوز تو از جان به دعاهای مجرب

۷

تب هجران تو یارب چه جگرسوز تبی شد

که طبیب ار تو نباشی نبرد جان کس ازین تب

۸

به شراب ار نفروشم سر و دستار چو جامی

نکنم در صف رندان پس ازین دعوی مشرب

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـب۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. شبیارب
  2. آنلب
  3. ببندیمرکب
  4. کارتمذهب
  5. تواندمقرب
  6. خلقیمکتب
  7. پیاپیمجرب
  8. شدتب
  9. جامیمشرب

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.