من آن نیم که پی حفظ اعتقاد عوام
کشم عنان ارادت ز نقل باده و جام
۱درآی ساقی و در ساغر بلورین ریز
شراب لعل علی رغم کالانعام
۲ازان شراب که چون از خودت خلاص دهد
نه اسم و رسم گذارد تو را نه ننگ ونه نام
۳ازان شراب که چون جرعه ای ز ساغر او
رسد به خاک دمد روح در رمیم عظام
۴ازان شراب که چون مطلقت کند برهی
زقید بندگی آفریده اوهام
۵ز وهم روی بگردان که در شریعت عشق
یکیست عابد اوهام و عابد اصنام
۶به سراین سخن آن زنده پی برد جامی
که هم ز کفر مبرا بود هم از اسلام
۷