غزلیات

شمارهٔ ۳۲۴ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز سجده ای که نباشد در ابرویت رویم

به پیشت از خوی خجلت جبین همی شویم

۱

چنان ز مهر تو پر شد دلم که می تابد

هلال نور زهر استخوان پهلویم

۲

ز میل ابروی تو دست داشتم چه کنم

نمی رسد به کمان تو زور بازویم

۳

شبی که بی تو به زانو نهاده روگریم

به یک دو دم گذرد سیل خون ز زانویم

۴

برآستان تو می ایستم به قصد نماز

سجود خاک درت را بهانه می جویم

۵

به سان نقطه منم درمیانه بی سر و پای

گرفته دایره عشق تو ز هر سویم

۶

ز جام عشق غزالی چو جامیم شده مست

نه بر عبث غزل عاشقانه می گویم

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـویم۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. رویمشویم
  2. تابدپهلویم
  3. کنمبازویم
  4. روگریمزانویم
  5. نمازجویم
  6. پایسویم
  7. مستگویم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.